تبليغاتX
دلو - قسمت دوم صندلی یخ

خوب تو این قسمت با امیر(داداش خشی) مصاحبه میکنیم :

 

سلام ٬ مدیر با شما صحبت میکنه . بخش جدیدی رو تو وب افتتاح کردم به نام صندلی یخ !

هلیا: سلام
امیر:سلام

هلیا:خودتو معرفی کن؟
امیر:من امیرم ۱۷ از مشهد

هلیا:اوووووووووووه خشایااااااااااااااااااااااااااااااااااار

امیر:اوووووووومد فرااااااااااار

هلیا: بدبخت دروووووووووو
امیر:

هلیا:چند وقته تو این وب نظر میدی؟؟
امیر:من از همون موقه که کلنگشو میزدن نبودم  ۱ ٬ ۲ ماه بعدش مدیر وبلاگ بهم پیشنهاد داد بعد من با چند تا از پیشنهادام مقایسه کردم اینو انتخاب کردم.

هلیا:اون لحظه که مدیر بهت پیشنهاد داد چه احساسی داشتی؟
امیر: در پوست خودم نمیگنجیدم

هلیا: پس در کجا میگنجیدی؟
امیر:ملوم نیس.

هلیا:بله میشناسیمش ! راستی یه سوالی که واسه خوانندگان این وب پیش اومدی اینه که علت اینکه تو عاشق آنیتا شدی؟؟

امیر:ملوم نیس.

هلیا:بابا فداکار .. بابا پتروس ... بابا ریز علی فهمیده
امیر: بله مچکرم

هلیا:چه جور با این وبلاگ آشنا شدی؟
امیر:خوب داشتم از سر یه کوچه ای رد میشدم دیدم صدا بع بع میاد دیدم یه وبلاگه چوپونشم مدیرش بود.

هلیا:آها مدیر وب کی بود؟
امیر:مدیر وب یکی از دوستای ما بوده الانم بیشتر باهم فامیل شدیم چون داداشم دامادشون شده

هلیا:اسم مدیر چیه؟
امیر:هلیا ٬ ملقب به هلیش.

هلیا:ملومه خیلی خانومه خوشگلو با شقسیتیه
امیر:بله خیییییییییییلی

هلیا:کلمه میگم اولین چیزی که به مخت میاد ( اگه داری ) بگو.

هلیا:آنیتا

امیر: خپل

هلیا:خشایار

امیر:

هلیا: خنده داشت؟؟؟

امیر: آره.یارش خنده دار بود.

هلیا:مدیر وب
امیر: زحمت کش

هلیا:هومن
امیر: آهنگ

هلیا:فرزاد حسنی
امیر:پدر رادانو درورد خوبش کرد

هلیا:قلعه نویی
امیر: بر پدرش لعنت

هلیا:تاکسی نیاوران
امیر:۲۲۲

هلیا:موبایل
امیر:پدرم در اومد تا تونستم شماره آنیتا رو بگیرم!!

هلیا:دادا
امیر: فولاد

هلیا:صندلی یخ
امیر: من واقعا ازتون تشکر میکنم

هلیا:چه پیشنهادی برا هم سن و سالات داری؟

امیر: زن نگیرن!!ولی چیزا دیگه بگیرن!!

هلیا: مرسی از پیشنهادت!!

 

تا مصاحبه بعدی که با آنیتاس بای

 

+ نوشته شده در  جمعه 16 شهریور1386ساعت 22:43  توسط هلیا  |